محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )

37

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )

اسلام ابو بكر صديق رضى الله عنه و ميان پيغامبر عليه السلام و ميان ابو بكر دوستى بود ، و ابو بكر مردى بود بزرگوار اندر ميان قريش و پسنديده و با خواستهء بسيار ، و در ميان مردمان استوار بود . و چون در مزگت بنشستى ، مردمان پير و جوان بر او گرد آمدندى و سخن او بشنيدندى و از وى رايها پرسيدندى . و گروه او به گرد او اندر بنشستندى . و جمع او به مزگت اندر بيشتر بودندى كه از آن همه مهتران مكّه . و مهتران همچنين جدا جدا بنشستندى با گروه خويش . و پيغامبر عليه السّلام از جمعها به حلقهء ابو بكر بنشستى و سگالش با او كردى در كارها . و هر كه به مزگت اندر آمدى نخست خانهء كعبه را طواف كردى آنگه بتى را كه خواستى سجود كردى و برفتى و به هر حلقه كه خواستى بنشستى . و به مزگت مكّه اندر سيصد و شصت بت بود ، جز آنكه در خانهء كعبه از هبل و منات و بتان ديگر همه از سنگ كرده بود بر كردار مردم و جامه ها پوشانيده از هر رنگى ، و خلوق و زعفران و بويهاى خوش به روى كرده . و پيغامبر عليه السّلام هرگز بت نپرستيده بود و پيش بت سجده نكرده بود . چون به مزگت اندر آمدى خانه را طواف كردى و به نزديك ابو بكر بنشستى و به حلقهء ابو بكر بسيار شدى . و ابو بكر به خانهء او شدى و پنهان او را گفتى تو چرا هيچ بت